X
تبلیغات
رایتل
شنبه 1 دی 1386
کیک شکلاتی و روز طلایی
نوشته شده توسط ساسا در ساعت 13:29

روز طلایی و کیک شکلاتی

 

یک روز خوب .اون دختر مازندرانی چیز خوبی رو یادآور شده بود امروز اول هفته، اول ماه و اول فصله یعنی می تونه موقع یه عالمه شروع باشه.مبدا خوبیه مرسی .

 اما اول از اتفاقات دو سه روز گذشته باید شروع کنم.من که دوباره احساس می کنم نیروهام برگشتن روز پنجشنبه وقتی وبلاگ صمیم که همیشه کلی حال و انگیزه بهم می ده خوندم یه جاش نوشته بود «کیک شکلاتی خوشمزه و خاوه دار که برا علی درست کرده بودم» کیک شکلاتی!! درست کرده بود !! شب وقتی مشغول امور خانه داری و ظرف شستن خانمانه (برداشت نشود کلفتی) بودم  و خوشحال از اینکه می تونم بدون مزاحمت پسری کار کنم یه جرقه کوچولو در ذهنم زد که «کیک شکلاتی»  آخ چقدر خوشمزه است و چرا من خیلی وقته دل و دماغ و یا بهتره بگم وقت اینکارا رو ندارم. این بود که در یک اقدام بی سابقه تصمیم گرفتم دست به پخت کیک شکلاتی بزنم. کی ؟ من! این بود که مطلب رو  با همسر که چند روزه به طور فجیعی مهربان و همراهه مطرح کردم و اون رو هم در جریان پروژه گذاشتم. این که می گم پروژه شوخی نیست. با این پسری و کیک درست کردن ،

اما آقا از وقتی ما این تصمیم رو گرفتیم وقایع پشت وقایع.مهمون گیر شدیم تا نزدیک صبح . دردآگین شدیم از تمامی قسمت های اکما (کمر و اینا) و احشا از صبح. گیرآگین شدیم بین انتخاب چندتا مدل کیک  و...

نتیجه این شد که با همکاری و خوابیدن به موقع پسری تونستم با شکلات با مغز کاپوچینو کیک شکلاتی یا شاید شکلاتی با طعم کاپوچینو و دو تا کیک گردویی را بالاخره تا ساعت 10 و اندی شب به مراسم یلداگیرون برسونم.آه خدایا شکرت درسته که شب از نواحی متعدد احساس نقص عضو می کردم اما بعد از مدتها تونسته بودم به عشق آشپزی و کدبانوییم برسم و کاری کرده بودم ( با چند بغل ظرف کثیف باقیمانده )که بهم احساس توانایی دوباره می داد.

اما لعنت به من اگه دوباره برم سراغ نوشت های این دختره صمیم

دیگه حال ندارم بقیه اش رو بنویسم باشه برای بعد. راستی ما از امروز باید بگردیم دنبال خونه البته دور از جون نه برای خرید ها برای اجاره. فعلا