X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 3 بهمن 1386
بارونه بارونه
نوشته شده توسط ساسا در ساعت 14:25

بارونه بارونه تنم کویر لوته         

من می‌گم امروز اینجا برف اومده یعنی باریده ولی به زمین نرسیده و بارون شده.توی ارتفاع اتاق کار من خیلی واضح دونه‌های ریز برف رو می‌شد دید که توی هوا معلق بودن و با چرخش به سمت پایین می‌رفتن.خیلی برام جالب بود اینجا و برف.بعضی‌ها تاییدم می‌کردن ولی دوستام که جای دیگه بودن می‌گفتن نه. می گفتن بالای شهر اومده!!؟؟

به هر حال همین باعث شد کلی کیفور بشیم و با ذوق برادر بیمارمون رو بسی بخندانیم.حال و هوای خوبی بود توی اداره . حساب کن مدیر نباشه و کار هم نداشته باشی و بارون هم بیاد و تازه صبح هم شوهرت با فداکاری از ماشین پیاده شده باشه و برگشته باشه تو خونه و برات چند بسته نسکافه آورده باشه که تو هوای بارونی بخوری. وای فقط چند تا دوست همراه کم داشتم ولی دیدم حیفه این فرصت از دست بره مرخصی گرفتم و زدم بیرون زیر بارون شرشری اما لطیف.خدایا متشکرم چه حس خوبی بود واقعا دوباره زنده و پرطراوت شدم و البته کلی پولدار.رفتم حسابهامو چک کردم و در عین ناباوری دیدم حدود یه میلیونی توشون هست.باورم نمی‌شد.

خدای خوبم باز هم متشکرم به خاطر پر باری حسی مادی و معنوی این روز خوب بارانی.